السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
412
تفسير الميزان ( فارسي )
حال محتاجان به فضل خود بىخبر است ، فضلش عظيم كه نيست هيچ ، بلكه خاصيت هم ندارد ) و رابعا بتواند فضل خود را به هر كس كه لايق دانست اختصاص دهد . جمله : * ( « يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِه . . . » ) * همان فضل در آيه قبلى را معنا مىكند و اگر فضل به رحمت معنا و آن كلمه را به اين كلمه تبديل كرد ، براى اين بود كه بفهماند فضل كه عبارت است از عطيه غير واجب ، خود يكى از شاخه هاى رحمت است ، هم چنان كه در جاى ديگر : از همين « وسعت فضل » به « وسعت رحمت » تعبير كرده و فرموده : « وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ » و در اينكه فضل عطيه غير واجب است فرموده : « وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّه عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُه ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً » « 1 » و در اينكه اختيار همه كارهاى خدا به دست خود او است فرموده : « قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي ، إِذاً لأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنْفاقِ » « 2 » . * ( « وَمِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْه بِقِنْطارٍ يُؤَدِّه إِلَيْكَ ) * . . . * ( فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ » ) * اين آيه شريفه به اختلاف فاحشى كه اهل كتاب در حفظ امانتها و پيمانها داشتند اشاره مىكند و مىفهماند اهل كتاب در اين باب در دو طرف تضاد و دو نقطه مقابل قرار دارند ، بعضى حتى در يك دينار خيانت را روا نمىدارند و بعضى ديگر شتر را با بارش مىبلعند و نيز اشاره مىكند به اينكه طائفه خيانتكار هر چند خيانتشان يك رذيله قومى و مضر است و ليكن اين رذيله در بين آنان از يك رذيله ديگر منشا گرفته ، رذيله اى اعتقادى كه جمله : * ( « لَيْسَ عَلَيْنا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ » ) * آن را حكايت مىكند . آرى اين طائفه خود را اهل كتاب و غير خود را امى و بىسواد مىخواندند ، پس اينكه گفتند : بىسوادها بر ما سبيلى ندارند ، معنايش اين است كه غير بنى اسرائيل حق ندارد كه بر بنى اسرائيل مسلط شود و به اين ادعاى خود رنگ و آب دين زده بودند ، به دليل اينكه قرآن دنبال جمله مورد بحث فرموده : * ( « وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّه الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ بَلى . . . » ) * ، با اينكه خود مىدانند دروغ مىگويند ، دروغ خود را به خدا نسبت مىدهند . آرى يهوديان اينطور معتقد بودند - هم چنان كه امروز هم همين عقيده را دارند - كه تافته اى جدا بافتهاند و در درگاه خداى تعالى احترام و كرامتى خاص به خود را دارند و آن اين
--> ( 1 ) اگر فضل خدا شامل حال شما نمىشد ، احدى از شما تا ابد تزكيه و تربيت نمىشد . « سوره نور ، آيه 156 » . ( 2 ) يعنى اى پيامبر به اين مردم بگو اگر خزينه رحمت پروردگار بدست شما بود ، باز هم از ترس تمام شدن آن از انفاق بخل مىورزيديد . « سوره اسرى ، آيه 100 » .